عاقبت

{۰}
باران می‌بارد. راننده‌ها کند می‌روند. خیابان‌ها شلوغ است. مسافرها منتظر هر وسیله‌ای‌اند برای فرار از ازدحام و گل و شل خیابان‌ها. راننده تاکسی ون را در ایستگاهی می‌برد. مسافرها بی‌نوبت هجوم می‌برند. اما آنکه حقش سوارشدن است جا می‌ماند. دلش می‌شکند که چرا مسافرها مراعات نکردند. کمی جلوتر ون منفجر می‌شود.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

وسعت

{۰}
شاید برای تو مخاطب حرف ساده و بی‌مغزی بیاد، اما من اولین باره که دارم وسعت عزادارهای امام حسین رو می‌بینم. نمی‌دونم چ طور باید توضیح بدم. می‌گم که: اولین باره که دارم وسعت انتشار عزای امام رو به چشم می‌بینم.

پ‌ن:
منظورم از وسعت، رابطه‌ی نزدیکی با کثرت عزادارها نداره.
»»»۰۸:۱۳ ب.ظ، ۲۸م مهر ۱۳۹۷

تگ