تنها چند روز مانده

{۰}
از عملیات بزرگ فتح خرم‌شهر همین بس که در یک مرحله تمام نشد. این‌جا حرف‌های احمد متوسلیان را منتشر کرده است؛ قبل از آغاز مرحله‌ی سوم عملیات. او حرفش را با سکوت شروع می‌کند. خوش ندارد خوش‌بین باشد. اما می‌بیند که دشمن بدْ ضربه خورده است. رزمنده‌ها خسته‌اند و تعدادشان کم است. از قرارگاه بهش گفته‌اند جامانده‌ها را برگردان عقب. گوش نداده است. آن‌هایی که هستند زخمی‌اند و ضرب‌دیده: یا بدنشان زخم برداشته یا که برادر/ هم‌رزمی را از دست داده‌اند. به گوشش رسیده است که خیلیشان می‌خواهند برگردند تهران. اما می‌خواهد که بمانند. که بعد از فتح نماز را در خرم‌شهر خواهند خواند. که اگر این نشود خدا مرگ احمد را برساند... درست چند روز بعد کار فتح تمام می‌شود.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

وسعت

{۰}
شاید برای تو مخاطب حرف ساده و بی‌مغزی بیاد، اما من اولین باره که دارم وسعت عزادارهای امام حسین رو می‌بینم. نمی‌دونم چ طور باید توضیح بدم. می‌گم که: اولین باره که دارم وسعت انتشار عزای امام رو به چشم می‌بینم.

پ‌ن:
منظورم از وسعت، رابطه‌ی نزدیکی با کثرت عزادارها نداره.
»»»۰۸:۱۳ ب.ظ، ۲۸م مهر ۱۳۹۷

تگ