دو گلدسته یکی نهر

{۲}
این سه عکس را دیده‌ای؟ اثری از نام عکاس و وقت عکاسی‌اش؛ دیده نمی‌شود. توی هیچ یکی‌شان هم آدمی‌زاده‌ای پیدا نیست: انگار او می‌خواسته چهره‌ی آن روز کربلا را ثبت کند. امّا عکس‌ها را از کجای شهر گرفته است؟ -معلوم نیست. این یکی باید شط فرات باشد. گلدسته‌ها را می‌بینی اوّل پل؟ راویان معتمد از واقعه کربلا گفته‌اند: -نهر از زمین فاصله داشته است. پس در روز واقعه جناب عباس از شیب رودخانه پایین رفته تا به آب برسد. که مشکش را پر کند. که به آب بگوید مولا حسین تشنه است و بچه‌ها منتظرند تا آب. اما اشقیا... کناره‌ی رود محل ذکر عباس است؛ گلدسته‌ها جای دستان رو به دعای اوی‌ند؛ و روضه‌ی عطش در هوا پخش است.

اعلام نظر (۲)

سلام
کاش خود عکس رو اینجا گذاشته بودید .توضیحات کنار عکس خیلی دلنشین تر میشن
نظر من این بود که عکس‌ها وقت بیش‌تری می‌خواهند برای دیده‌شدن. شاید اگر عکس‌ها را می‌گذاشتم کنار نوشته‌ام؛ فقط عکس‌ها دیده می‌شدند. ممنون که قابل دانستید.
محسن خطیبی فر؛ ۲۷ فروردين ۹۱ ساعت: ۱۷:۲۰
سلام، مکان نو مبارک! قلمت مدام باد انشاءالله!
یک نفر شعری برایم فرستاده با حال و هوای فاطمیه که از اول شب آتش زده به روح و جانم:
تکلیف یک کبوتر پهلو شکسته چیست وقتی که خانه اش آتش گرفته است
من یک دعا کنم، شما آمین‌اش را بگو: خدا فاطمیه را از ما نگیرد.
محسن خطیبی فر؛ ۰۳ ارديبهشت ۹۱ ساعت: ۲۳:۳۳

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

نامحسوس

{۰}
»۰۸:۲۳ ق.ظ، ۲۶م تیر ۱۳۹۶
دیرم شده بود برا رفتن ب کار، از دم خونه دویدم. سر خیابون از جلو ی ۲۰۶ رد شدم سریع. بندگان خدا ترسیدند نکنه تصادف بشه. راننده با ی لحن هراسون گفت: مواظب باش. من اعتنا نکردم و ادامه دادم دویدن رو. تو دلم گفتم: اون باید مواظب باشه. دیدم سر تقاطع وایساد. گفتم انگار داره داستان میشه. رسیدم بهش، دیدم ۲ تا افسر راهنمایی تو ماشین نشستند. نگو ماشینه، پلیس نامحسوس بوده.

هواکش

{۰}
»۰۴:۵۸ ب.ظ، ۱۷م تیر ۱۳۹۶
حالا اینکه زیرگذرهای عبوری تهران هواکش دارند یا نه الان مسئله من نیست. این رو حالا میبینم که به محض ورود به زیرگذر چهارراه ولیعصر، داشتم خفه میشدم.

تگ