کجای کاریم پس؟

{۱}

یادداشت آوینی پس از سخن‌رانی خاتمی در دانش‌گاه تهران را خواندم. قبل‌تر هم فرازهایی از آن را خوانده بودم. حالا رجانیوز این فرصت را داده تا هم سخن‌رانی جناب خاتمی و هم یادداشت شهید آوینی را کنار هم بخوانیم. آن زمان یکی مقام اجرایی در دولت هاشمی داشت. دیگری مستند می‌ساخت، مقاله می‌نوشت و... به گمان من خاتمی گزارشِ کار به دانش‌جوها داده است؛ از افق دیدش حرف زده و از طرز کارش. آوینی نیز با شنیدن/ خواندن حرف‌های او شروع به گلایه و دردِ دل کرده است. این‌گونه که محور یادداشت‌اش دغدغه‌های صنفی هنرمندان علاقه‌مند به انقلاب شده و به آن پر –و- بال داده؛ پس به چرایی درد پرداخته و از ابتدا دست روی افق دید جناب خاتمی گذاشته است. آوینی با استناد به حرف‌های وزیر وقت فرهنگ در دانش‌گاه تهران؛ گیر کار نظام در عرصهٔ فرهنگی را نشان داده و البته به این نیز بسنده نکرده؛ که برای جناب وزیر خط‌کشی و تعیین تکلیف هم کرده است. اما حاصل کار چه شد؟ سال‌ها گذشت و خاتمی رئیس‌جمهور ایران شد. از پای همان پنجره‌ای که ایران و انقلاب‌اش را نگاه می‌کرد. با همان محدودیت‌ها و بدخواهانی که حرفشان را زده بود. تنها؛ سید در بین ما نبود.

اعلام نظر (۱)

سلام
به تازگی فهمیدم که نیازی نیست در تکاپوی درک و اثبات فکر و فهم مشاهیر و سرشناسان باشم،
خیلی زرنگ باشم فهم بی بضاعت برخی از اطرافیان(فامیل و دوست و ...) را حلاجی کنم. البته از این حلاجی ها راه به جایی نمی برم! فقط مخم سوت میکشه!
آخه خاتمی و امثالش هم یکی از همین آدم های کج فهم، حسود ، بی فکر و پر مدعا بودن که یواش یواش شدن خاتمی و ... .
گند خورده به تربیت ها. جاهلیت مدرن پدر عقلا رو داره در میاره
الکی نیست ظهور محقق نمیشه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

وسعت

{۰}
شاید برای تو مخاطب حرف ساده و بی‌مغزی بیاد، اما من اولین باره که دارم وسعت عزادارهای امام حسین رو می‌بینم. نمی‌دونم چ طور باید توضیح بدم. می‌گم که: اولین باره که دارم وسعت انتشار عزای امام رو به چشم می‌بینم.

پ‌ن:
منظورم از وسعت، رابطه‌ی نزدیکی با کثرت عزادارها نداره.
»»»۰۸:۱۳ ب.ظ، ۲۸م مهر ۱۳۹۷

تگ